|
با سلام
برای روشن شدن بهتر مطالب یاد شده و رسیدن و نزدیک تر شدن به حقیقت لیست کتب ردیّه بر جریان ساختگی بهاییت را برای شما گذاشتم امید به حقّ که مورد استفاده قرار بگیره .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 10:48  توسط فرید
|
دانلود سلسله بروشورهای بهائیت رقص استعمار شماره های ۱ تا ۴
ــ حجم کم ــ کیفیت بالا ــ pdf
منتظر شماره های ۵ تا ۸ بروشور باشید .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:51  توسط فرید
|
عجب! تحرّي حقيقت نكنید! اگر قصد دارید به دنبال حقیقت بگردید،مواظب باشید .! اگر بهائی هستید ودر تحرّی حقیقت به این نتیحه رسیدید که این دین، پوشالی است وتصمیم به تغییر رویه گرفتید ،بدانید در این مسلک رسم است که شما را طرد کنند . طرد اداری و طردروحانی شاید خواننده گرامی سؤال کند مگر این طرد اداری ویا طرد روحانی چیست؟ خوب سؤال بجایی است لذا این امر را توضیح می دهیم. در دورانی که هر کس برای جلب مخاطب و حتّی خود شیرینی مجبور است از آزادی بیان وعقیده سخن بگوید؛ ودر عصری که بازار این ژست آنقدر داغ است که هر کس به هرعلتّی بخواهد چند کلامی حرف بزند(فرقی نمی کند چه حرفی سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی،خانوادگی ،عشقولانه .........یا حتّی به دروغ بخواهد با فریبکاری دست تروریست را برای مردم رو کند؟!!!!!)باید برای مخاطب از آزادی بیان و عقیده سخن بگوید.، سردمداران این جریان غیر معقول بهائی طرحی را برای جلو گیری از ریزش نیرو در حیطه بهائییت ،آورده اند که هرفرد بهائی ای که به هر دلیلی پی به پوشالی بودن این به اصطلاح دین برد وتصمیم به تغییر رویه بگیرد تا مسیری روشن را به عنوان دین وروش معنوی خود انتخاب کند، از طرف بیت العدل مورد طرد قرار می گیرد یعنی در وحله اول جایگاه خود را به عنوان یک فرد حقوقی در مجامع اداری بهائی از دست داده ،از کد شناسایی تا مابقی حقوق اداری محروم میشود چه بسا مورد بازرسی قضایی قرار گیرد . حال اگر خواست مرحله ای پیش برود و علاوه بر آزادی عقیده ،آزادی بیان خود را هم امتحان کند وبه افشای حقیقت دست بزند وبر علیه بهائیت ادله خودرا (هر چند منطقی و محکمة سالم پسند) افشا ودر ملاءعام وبین مردم بیان کند ،از طرف بیت العدل(ناعدل)مورد هجوم دوباره قرار گرفته و طرد روحانی میشود .یعنی تمام اطرافیان او از اقوام تا بقیه افراد حتّی پدر ومادرش را موظف شرعی به طرد وبیرون کردن او از اجتماع خود میکند که این حتّی شامل تحریم ارث نیز می شود.ودر برخی موارد اگر موقعیت اجتماعی اجازه دهد کشتن ره یافته امری شرعی میباشد. شاید اگر قدری فکر کنید به عمق فشار روحی روانی این برخورد با یک ره یافته را درک کنید . وباز متوجه علّت آمارو ارقام بهائیت در مورد خودشان بشوید. نیز با اندک تأملی می توانید تفاوت بین بهائیت با اسلام بشوید .میبینید محبت و خدمت به نوع بشر در این جریان منحرف چگونه است . متوجه دوروئی در گفتار و کردار آنها می شوید ، چگونه هر جا صحبت از تبلیغ است ،دائم حرف از محبت وآزادی، پیشرفت فکروعقیده،خدمت به نوع انسان وتحرّی حقیقت است اما در درون رفتار اینان در مقابل وضد آزادی ومحبت وبشر است. اینان بشر را افرادی کودن وبیفکر ومسخّر خویش میخواهند. درغایت افکارشان آنچه مهم است ،آمار و ارقام ونهایتاً بیت العدل و مخصوصاً پول های درشتی که باید به آن بپردازند ،است . خاطر شریفتان را به تأمل وتفکر بی طرف دعوت می کنم. به امید محو پلیدی ها و انحرافات از هر گونه ای
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:17  توسط فرید
|
امروز باز با قرائت قسمت کوتاهی از کتاب ضاله اقدس دچار تشویش و سردرگمی بیشتری شدم. آیا کسی جواب گوی این همه بی منطقی نیست؟ از خلقت آدم ابو البشر تا کنون وطی سالهای متمادی وباعنایت ذات مقدس الهی ،به تمام پیامبران الهی وعده حکومت عدل جهانی ، توسط منجی عالم بشریت ،داده شده است . طی این سالهای سخت حیات انسانی ،تنها مسیر پراز امید برای گذران روزگار وتحمل مشقات، وعده پیامبران الهی (که برحق است)بردیدار آن یار سفر کرده است ووعدي (ونرید انّ منّ الذّین أٌستضعِفوافی الارض نجعلهم أئمه ونجعلهم الوارثین) شوق امیدرا در سراسرعالم ودر بین تمام ملل از آدم تا خاتم زنده نگه داشته است .راستی اگر این وعده شیرین الهی نبود ،بشر درمیان این همه قتل و غارت،آدم کشی ونسل کشی واین همه بی عدالتی وإغوا وفریب، برای چه هدفی باید نفس می کشید . در این دنیای وانفسایی که مدعیان دروغگووشیّادان برای رسیدن به هدفهای واهی وگاهاًپرکردن کیسه های استعماری کشور گشایان ،کوس خدایی وپیامبری میزنند،چشم انسان نوعی اگر تیزبین نباشد ،در دام پهن شده ایشان خواهد افتاد . گفتیم که از گفتار این شیّاد گاه طرف صحبت خود را افراد گمراه بهائی وگاه به همه بشر خطاب وگاه احساس قدرت کرده مخاطب خود را سران استعماری اروپا وآمریکا می داند. « ياملوک امريقا ورؤسآء الجمهورفيها اسمعواما تغنّ به الورقآءعلی غصن البقآءانّه لااله الّاانا الباقی الغفورالکريم * زيّنواهيکل الملک بطرازالعدل والتّقی ورأسه باکليل ذکرربّکم فاطرالسّمآء کذلک يأمرکم مطلع الاسمآء من لدن عليم حکيم *قد ظهر الموعود فی هذا المقام المحمود الّذی به ابتسم ثغرالوجود من الغيب و الشّهوداغتنموا يوم اللّه انّ لقآئه خيرلکم عمّا تطلع الشّمس عليهاان انتم من العارفين ( آیه٨٩ ) می بینید که این خدای بی حواس وپر مدعا دراین چند سطرکوتاه چند ادعا از خود دارد ،اولین ان خدایی خود را بلند فریاد می کند(انّه لااله الّاانا الباقی الغفورالکريم) آنهم در گوش کسانی که قرنها اثبات کرده اند که از هر گونه خدایی متنفرند(آمریکا ورؤسای جمهور آن)ایشان گوش شنوا برای شنیدن حرف حق را از خود آدم ندارندتا چه رسد به کلام برگ درختان بر شاخه ها ،منطق بی بدیل ادیان گذشته را به اوهامی چون تسلیس تبدیل کردند تا چه رسد به نطق ناشنیده برگ درختان . ایشان را امر می کند به این که با ذکر نام او مشغول شوند تا هم مزین شده وهم عدل و تقوا برای آنهاحاصل شود .( اگر ذکر بر ایشان کاری بود قرنها ذکر مسیح ع که مرده را زنده می کرد،با تقوایشان می کرد؟!)در این جا خود را مطلع اسماءمیداند که من منظور او را نفهمیدم .او مطلع کدام اسم است ؟!بلا فاصله از ادعای خود کوتاه می آید و خود را موعود می نامد( قد ظهرالموعود فی هذا المقام المحمود) آیا به نظر شما خیانت به بشریت از این بالا تر می شود که امید تمام سالهای بشریت اینگونه به سخره گرفته شودوآینده روشنی که سالها انتظارش را می کشیدند و قرنها به امید آن تحمل رنج کردند اینگونه تخریب و بی محتوا شود . جناب بهاء شما در برابرآنهمه مصائب تحمل شدۀ انتظار،مسؤولید . اغوای مردمی که خاطرات سخت زندگی را به امید منجی تحمل کردند،چقدر برای شماشیرین است؟! نا امید کردن مردم بی پناه از آینده روشن بشریت در نظر شما چگونه است؟! اگر تو منجی بودی پس کو حکومت عدل الهیت ؟ کو تسلط مستضعفین براستعمار گران؟ کجاست وعده های خوش پیامبران الهی «ص» ؟ درعصر قتل عام غزّه وفلسطین وعصر تنگناهای اقتصادی وبحرانهای مالی که نوع بشر در کوران فساد آن میسوزند جایگاه شما کجاست ؟ می ینید اینان در این مسیر هیچ جوابی ندارند . اگر این کتاب آیه خدابربشر است،چرا اینقدر کلام دروغ ویاوه در اوست . طبق این کتاب تکلیف ما با بهاءچیست؟ نسبت او با ما چگونه است ،خدای ماست؟ پیامبر است ؟،موعود است ؟،بشر عادی است؟ذکر است ؟وعده دروغ است؟ این کتاب که تکلیفش با خود و آورنده اش مشخص نیست،چگونه منجی من بشر است . خلاصه،این بیانات اقدس را که انسان مرور می کند،می بیند که مبلغین بهایی حق دارند برای این که بشریت را ازاین گونه تفکردور کنند، لازم است اورا با حرفهایی بی پایه چون وحدت عالم انسانی وتساوی زن ومرد و....(که به وقتش به بررسی اونها هم میرسیم )گول بزنند وگوش فلک راازآمارهای غلط پر کنند ونهایتاً کیسه خود را از جیب مردم بی گناه که در مسیر مانده اند پر کنند. تو را به مقدساتتون بی طرف مسیر رو انتخاب کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:49  توسط فرید
|
سلام از زندان این مفلوک برای شما کاریکاتور گذاشتم ،حالا توجه شما رو به این بند کتاب غیر مقدس اقدس جلب می کنم که این خدایی که قراره ما با او به چاه بریم خودش به چی تکیه کرده ، حسین علی در این فراز با کمال تضرع وبابیانی التماسی خود را اینگونه معرفی میکند:« يا ملأ الانشآءاسمعوا ندآء مالک الاسمآء انّه يناديکم من شطر سجنه الاعظم انّه لا اله الّاانا المقتدر المتکبّر المتسخّر المتعالی العليم الحکيم » اقدس ص124 (١٣٢) که به طرفدارانش میگوید ندای مراکه مالک وصاحب همه اسماء هستم را بشنویداز کجا، از کنج زندان آنهم زندانی که از همه اعظم است که چی ؟ که هیچ خدایی بجز من که مقتدر ومتکبر و صاحب تسخیر و بال مرتبه و دانشمند و حکم کننده هستم نیست . من که از خوندن این عبارات متحیّر وسرگردان شدم چون نفهمیدم باالاخره این خدای کشککی قوی و مقتدر هست یا یه آدم ضعیف و بی بنیه به قدری که نمی تونه خودش رواز حبس نجات بده؟!نفهمیدم این بابا متکبرٍ یا زیر سلطه مونده؟!البته تکبر براآدماصفت زشت و ناروایی است ؛نفهمیدم این آقا همه چیزمسخّرشه یا بلف می زنه چون اگه میتونست چیزی رو تسخیر کنه حتماًتوی در و پیکر زندانش تسخیر میکرد تا اونو ول کنن یاتو روح باعثان زندانش دست می برد تا آزادش کنن؟! راستی این خدای دروغی عالمه یا نادون ؟اگه عالمه باید قبل از گرفتاریش علمش رو به کار می انداخت تا گرفتار نشه حکیم هم که بوده ومعمولاًبه کسی حکیم میگن که بتونه بامشکلاتش با علم ودرایت وبا قدرت خاص روبرو بشه وخودش رو از مهلکه نجات بده ؟! شما قضاوت کنین آیا خدا می تونه اینگونه باشه ؟هم ضعیف و هم قوی آیا در چرکه هیچ کس جمع این دو نقیض جواب داره؟ البته برخی از طرفداراش شاید دست به تأویل ببرند وبخواهند زیر آبی درستش کنن اما من از طرف بهاء به اون ها هشدار می دهم که آیات این کتاب طبق نص صریح ایشان غیر قابل تأویل بوده و اساًخدای شماتأویل رو حرام کرده!:« من يأوّل هذه الاية او يفسّرها بغير ما نزّل فی الظّاهر انّه محروم من روح اللّه و رحمته الّتی سبقت العالمين *» اقدس ص35 ایه 38
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 0:30  توسط فرید
|
باسلام مطلبی رو که جدیداْ از کتاب اقدس خوندم خیلی برام جالب بود زیرا پی بردم که جناب خدای پیامبر بهائیان آیه ای رو نازل کرده که اولین کسی که اون رونقض وبه آن اصلاٌپایبند نبوده آیه 38 اقدسه ،این جا یکی از نقطه هایی است که به وضوح می تونیم ببینیم این آقا آیه می آورده یا هذلیات می بافته . ایشان معتقد اند که هرکسی که قبل از اتمام هزار سال از شروع یک آیین ودین وشریعت ادعا کرد که پیامبر است ودین جدید آورده کذّاب ،مفتر و دروغگو است گناه این کار بقدری زیاد هست که خود جناب بهاءبرای او از خداوند کمک بر رجوع از عقیده کرده واز خدا برای او طلب توبه کرده است وکسی هم که بر ادعای خود اصرار بورزد خداوند او رارحمت به دور و سخت عذاب دردناک خواهد کرد : «من يدّعی امراًقبل اتمام الف سنة کاملة انّه کذّاب مفترٍ نسئل اللّه بان يؤيّده علی الرّجوع ان تاب انّه هو التّوّاب و ان اصرّعلی ما قال يبعث عليه من لايرحمه انّه شديدالعقاب» (اقدس -آیه38) سؤالاتی اینجا مطرح است : اول: شما که به پیامبری باب اذعان داشته اورا وکتاب بیان اورا ملکوتی میدانید واوامر ایشان حتی بعد از آوردن اقدس مطاع دانسته وشما فقط کامل کننده آنید،چرا ادعای پیامبری کردید؟مگر فاصله شما باآن پیامبر بخت برگشته چه مقدار بود (در سال 1263هجری قمری ایشان کتاب بیان را در زندان نوشت و در سال 1264 به علّت ادعای دروغین اعدام شدو درهمان سال قضیّه بدشک وتجمع بابیان وقره العین بی حجاب واعلام جانشینی بهاء و...)؟! دوم: آیا کتاب نازله شما برای خود شما احترام نداشت؟ اگر اوامراین کتاب برای خود شما مهم وقابل اجرا نیست ،چگونه برای دیگران باید اهمیّت داشته باشد .شما خدایی هستید که حرف وحدیث خودتان را هم قبول ندارید،چگونه ما سر بندگی به آستان شما بساییم؟. سوم: اگر این از اشتباهات بهاءبوده است سؤال این است پیامبری که در ادراک وتبلیغ وحی اشتباه میکند ازکجا قابل اعتماد می باشد؟ وبه چه اعتبار می توان گفت بقیه حرف ها وحدیث هایش(حتّی ادعای خدایی) اشتباه نبوده وقابل اجراست؟احکام وقوانین دیگر در اقدس که گفته شده چگونه قابل اعتماد میباشد؟ چهارم: آیاطبق بیان خودتان دراین آیه شما وپیروانتان دروغگو وکذاب ومفتر نمی باشید؟ آیا برخداوند نیست که دعای پیامبری را که براین گونه دروغپردازان طلب توبه واگر اصرار کردند عذاب سخت ودرد ناک کرده،مستجاب کند؟. واین حدیث مجمل برای اهل حقیقت دریایی حرف ناگفته دارد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 1:48  توسط فرید
|
حقیقت در بهاییت باعث تحیّر عقول است البته این مطلب تازه ای نیست زیرا حسینعلی این رابه ما گوشزد میکند .ولی مطلب این است که ما از حیرت میگوییم واو نیز، اما میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است چون حیرت وتعجب ما به علت گفتار ضد ونقیض یک به اصطلاح پیامبروخداست که البته در نظرش این مقام عظیم الهی وباعث تثبیت دینش درقلوب باید باشد این رو از خود نمی گویم:« لعمری قد نزّل علی شأن يتحيّر منه العقول والافکار انّه لحجّة العظمی للوری و برهان الرّحمن لمن فی الارضين و السّموات» (حسینعلی مقدمه اقدس ص 29) حالا تعجب ازچیست .دیدیدکه اذعان این غلام شیطان به الاهیت خودو تبلیغ شخص وی برای اهل عالم قابل انکار نیست ،هر چند مبلغین بهاءاینجا که گیرمیکنندرو به توجیه وتأویل می آورند وازهربه صوفیه استفاده کرده ،که این ازشطحیات است وخواستند رنگ عرفانی به آن بدهند. بماند ؛به دنبال مقام الوهی برای خویش در جاهای متفاوت ادعای پیامبری درراستای پیامبری تمام پیامبران وخصوصاًحضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله) وادامه وتکمیل کننده پیامبری دروغین باب را کرده است ومدعی نسخ تمام ادیان توسط او شده است . «هرچند اوامر منصوصه کتاب مبارک بيان منسوخ و احکام کتاب مستطاب اقدس به جای آن وضع گرديده،ولی چون حضرت اعلی خودرا مبشّرظهورحضرت بهاءاللّه اعلان فرمودند،اهل بهاءدورحضرت اعلی ودورجمال ابهی رامعاًماهيّتی واحدمحسوب می دارند،يعنی ظهوراول رامقدّمه ظهورثانی ميدانند» (مقدمه اقدس ص 11) «کتاب مستطاب اقدس حقّانيّت اديان سالفه راتصديق کرده همان حقايق ابدی لن يتغيّری رااز قبيل وحدانيّت الهی ، محبّت به نوع واهداف اخلاقی و روحانی حيات عنصری که انبيای اولوالعزم نازلفرمودهاند مجدّداً تأييد می نمايد. » ( ص 7اقدس –مقدمه) حال، اینکه او چگونه پیامبرشد بدون دلیل و مدر ک بماند، سؤال ما این است، این خدای دست ساز چرا درمقام خود مضطرب است او اگر خدا است پس نمی تواند پیامبرخدا باشد واگر پیامبراست ازکدام خدا خبر آورده است ؟ آیا کسی که تکلیف خود را نمی داندوهر لحظه برای خود سازی میزنداساساً میتواندبه مقام پیامبری برسدویابالاترپروردگاری عالم را به دست گیرد؟ شایددرمقام جواب بگویند که پیامبری ادعای زمانی بودکه حسینعلی رشدعرفانی کافی نداشته وبه مرورزمان این کمال حاصل شده است ویا شرایط زمان اقتضای آن را می کرده است . جواب ما این است که این اول بحث است ،آیا خدامیتواند ناقص باشد ،آیا کسی که تمام وکمال ناقص است شأنیت پرستش دارد .ودیگر این که در مدت به کمال رسیدن این اعجوبه تکلیف عالم به دست که بود؟ نگویید بدون خدا عالم برقرار بود تاآقای خدای ما شأنیت را کسب کند چون بطلانش واضح است . من که عمراٌ خدای به این بی کش و پیمانه رو عبادت کنم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 20:3  توسط فرید
|
یکی ازبه اصطلاح معجزات حسینعلی نوری برپیامبری خویش کتاب بی منطق اقدس است که برای اثبات انحرافی بودن بهایءیت همین کتاب با آن همه نقایص و نقایض کافی است. لذا بر آنم تا بصورت محدود مطالبی را گوشزد کنم این دو مورد به عنوان مقدمه اول- این کتاب بنا بر اقرار بزرگان بهایی نازل از طرف خدا(حسین علی نوری) بوده که اصلی است مسلم برای بهاییان((چنانکه حضرت بهاءاللّه می فرمايند قوله الاحلی : لاتحسبنّ انّا نزّلنالکم الاحکام بل فتحنا ختم الرّحيق المختوم باصابع القدرة و الاقتدار)) مقدمه اقدس ص 9 دوم- اینان جریان بهاییت را دین میدانند ولی برا ثبات آن هیچ دلیلی ندارند((آنچه از قلم مبارک در اين کتاب مستطاب نازل گرديده کل بر اساس شرايع قبل استوار است. چنانکه ميفرمايند : هذا دين اللّه منقبل و من بعد.)) مقدمه اقدس ص 9 از منفور ترین قسمت این کتاب ضاله ادعای الوهیّت بها ءاست (قل يا ملک برلين اسمع النّدآء من هذا الهيکل المبين * انّه لا اله الّا انا الباقی الفردالقديم * ايّاک ان يمنعک الغرورعن مطلع الظّهور او يحجبک الهوی عن مالک العرش و الثّری کذلک ينصحک القلم الاعلی انّه لهو الفضّال الکريم *) (آیه 86 اقدس) حال این نکته مورد بحث است ایا انسان که مادی ودارای جسم ودر تمام مراحل ولحظات زندگی محتاج دیگران است .وازغنا وبی نیازی بویی نبرده است ،میتواند خدای عالمیان باشد.تا چه رسد به اینکه جز او خدایی نباشد. او که خود مالک خود نیست به نیش پشه ای بیمار وبه قطع نفسی از بین می رود ،کجا تواند مالک عرش شود. (* يا معشرالامرآء اسمعوا ما ارتفع من مطلع الکبريآء انّه لا اله الّا اناالنّاطق العليم * اجبروا الکسيربايادی العدل و کسّروا الصّحيح الظّالم بسياط اوامرربّکم الامرالحکيم *) (اقدس آیه ٨٩ ) کدام عقل سلیم میتواند بپذیرد که در این عالم پر از درد سر وامتحان زندگی می کند تا بندگی شخصی از جنس خود را کرده ومسیر زندگی خود را به دست کسی چون خود دهد.به نظر شما ترجیح دادن انسانی برای خدایی بردیگر انسانها ترجیح بلا مرجح (که صاحبان عقل ومنطق آن را قبول ندارند )نیست. این (کتاب اقدس ) ،نقطه شروع بهاییت به اصطلاح دین است تا ببینیم دیگرچه میگویند. سالی که نکوست از بهارش پیداست
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 0:25  توسط فرید
|
انسان همیشه در مسیرحرکت اجتماعی خود شاهد تسلط افراد وگروههایی بوده که درانتها افکار خویش فقط جاه ومقام برای خود را مد نظر داشته اند ودر رسیدن به این هدف از هر فعالیت مثبت ومنفی بهره گرفته اند . به جرأت میتوان گفت که در تاریخ تمام افراد وگروههایی که تسلط بردیگران را آرزو خود میدانسته وبرای رسیدن به آن از هر تلاشی مضایقه نکرده اند ،برای رسیدن به هدف ازدین وآیین وفکروفرهنگ مردم نگذشته ،برنامه های گوناگون وگاه فلاکت باری را در دستور کار خود ومجموعه تحت نظر قرار داده اندکه از این نوع فعالیت ها میتوان به برنامه ریزی های دینی منحرف نام برد . اینان با اغوای مردم وملت ها کیسه های مال اندوزی وجاه طلبی خود راازفقر فکری وفرهنگی مردم پر کرده ،بر جان و مال و ناموس دین آنها مسلط می شدنند. و تاریخ مانند همیشه دفتر خود را ازوقایع تلخ آنها پر کرده است تا ضمیر های پاک با مرور آنها آینده رادر مسیری مستقیم بسازند. واین گفته پذیرفتنی است که بیشترین سرمایه گذاری در انحراف افکار دینی در مسیر راه شیعه و بالاخص اعتقاد به ظهورساحت مقدس حضرت مهدی ارواحنا له الفداء انجام گرفته است. زیرا در مسیراستعمار جوامع وایجاد سایه های ظلم وستم همیشه امید مردم بی پناه برظهورمنجی عالم بشریت بوده وبه علت غیبت الهی آن امام ع ،بساط دسیسه واغواگری برای مدعیان دروغین اماده ومحیا بوده است که از نمونه های بارز این عوامل شیطانی جریان منحرف بهائیت است . جریانی که به سرکردگی عوامل غرب با بهره گیری از شرایط زمانه مردم واستفاده از قدرت های موجود دردولت های فاسد درقلوب نا آگاهان رخنه کرده گاه با تطمیع وگاه با ارعاب ایشان را به زیانی ابدی کشیده است .شیوه های تبلیغی وسوءاستفاده ازعواطف مردم بی پناه باعث شد تا درنقاط معدودی طیفی را به سمت خود خوانده ومباحث بی منطقی که نه درپهنه علم ونه در عرصه عقل جایگاهی دارد،به عنوان کلامی بی بدیل(به قول خودشان)ووحیی از طرف پروردگار ،به طرفداران خود قالب کنند. وما در این فضا بر آنیم تا خوانندگان گرامی را با مقداری از دروغ پردازی های آنان آشنا کنیم . به امید باز گشت تمام منحرف شدگان به کانون گرم شیعه اثنا عشری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 22:43  توسط فرید
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:8  توسط فرید
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:44  توسط فرید
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 12:8  توسط فرید
|
دیدم بوی بهار می آد گفتم بگذار بوی بهار توی وبلاگم بیچد، بخاطر همین یک هدیه خوب براتون آوردم .بخونید شاید شما هم شاد بشین. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0:49  توسط فرید
|
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 13:7  توسط فرید
|
*أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَحْيَا حَيَاةً تُشْبِهُ حَيَاةَ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَمُوتَ مِيتَةً تُشْبِهُ مِيتَةَ الشُّهَدَاءِ وَ يَسْكُنَ الْجِنَانَ الَّتِي غَرَسَهَا الرَّحْمَنُ فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ لْيُوَالِ وَلِيَّهُ وَ لْيَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي اللَّهُمَّ ارْزُقْهُمْ فَهْمِي وَ عِلْمِي وَ وَيْلٌ لِلْمُخَالِفِينَ لَهُمْ مِنْ أُمَّتِي اللَّهُمَّ لَا تُنِلْهُمْ شَفَاعَتِي امام صادق(ع) فرمودندکه حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: هرکس که دوست دارد زندگی ای شبیه انبیا ومرگی مانندمرگ شهدا داشته باشد ودر بهشتهایی مسکن بگیرد،که خداوند رحمن درختان آن را غرس وکاشته است؛پس باید ولایت علی(ع) رابپذیردو به ولایت ولیان او[ائمه ع] ملتزم باشد و به ائمه ی بعدش اقتدا کندکه ایشان عترت منند که از خاک و طینت من خلق شده اند. خدایا فهم ودرک مرا و علمم را روزی آنها کن و ویل [نوعی نفرین است به چاهی در جهنم نیز گفته می شود]وعذاب برمخالفین ایشان از امتم !خدایاشفاعت مرابه ایشان(مخالفین ائمه)نرسان! الكافي ج1ص 208باب ما فرض الله عز و جل و رسوله ص
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 0:36  توسط فرید
|
و بهذا الإسناد قال حدثنا العباس بن الفضل محمد عن أبي شيبة العبسي قال حدثني عبد الله زيدبن وهب عن عبدالله بن عباس قال قال رسول الله
بشارة المصطفى لشيعة المرتضى 176
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 22:18  توسط فرید
|
*** علی ولی اللّه *** قال وبالإسناد عن الصدوق قال حدثنا الحسين بن أحمد بن إدريس قال حدثنا أبي قال حدثنا إبراهيم بن هاشم عن محمدبن سنان قال حدثنا أبوالجارود زياد بن المنذرعن سعيد بن جبيرعن ابن عباس قال قال: رسول الله )ص( ولاية علي بن أبي طالب )ع( ولاية الله و حبه عبادة الله و اتباعه فريضة الله و أولياؤه أولياء الله و أعداؤه أعداء الله و حزبه حزب الله و سلمه سلم الله از ابن عباس آمده است که رسول خدا (ص) فرمود : ولایت علی ابن ابی طالب )ع( ولایت خداست و محبت به اوعبادت خداست و پیروی از او فریضه و واجب خداست وپیروان ودوستان او پیروان ودوستان خدایند و دشمنان او دشمنان خدا وحزب او حزب خداست و مسالمت با او دوستی و مسالمت با خداست. بشارة المصطفى لشيعة المرتضى15
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 17:20  توسط فرید
|
**عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَشَّارٍعَنْ عَلِيِّ
بْنِ جَعْفَرٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ( ع) عَنْ
قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ و جَلَّ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها
يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ
الْحَسَنَةُ وَلَايَةُ عَلِيٍّ وَ السَّيِّئَةُ عَدَاوَتُهُ وَ بُغْضُهُ** جابر جعفی سؤال کرد از امام باقر علیه السلام از قول خداوند عَزَّ وَ جَلَّ «هر کس نیکی و حسنه آورد پس برای او است بهتر ونیکو تر از آن و ایشان در روز قیامت مؤمن وایمن ودر امان انند و هر کس زشتی و سیّئه ای آورد پس با صورتش برآتش افکنده می شود.» (امام)فرمودحسنه ولایت علی(ع) وسیئه دشمنی و کینه اوست. بحارالأنوار ج 24 ص42 باب 28 أن الحسنة و الحسنى الولايه كنز، [كنز جامع الفوائد و تأويل الآيات الظاهرة]
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:20  توسط فرید
|
آیه 32 انفال
عَلَيْناحِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ» و آن هنگام را كه گفتند: بار خدايا، اگر اين كه از جانب تو آمده حق است، بر ما از آسمان بارانى از سنگ ببار يا عذاب دردآورى بر ما بفرست.
«قاله الحارث بن عمرو الفهريّ حيث سمع النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ذكر كلاما في فضل عليّ عليه السّلام فنزلت: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ»الآية .... فقال له النّبيّ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم: يا بن عمرو إمّا تبتَ و إمّا رحلتَ؟ فدعا براحلته هامته من المنافقين: انطلقوا إلى صاحبكم فقد أتاه ما استفتح به این کلام را حارث بن عمرو فهری زمانی گفت که شنید پیامبر (ص) کلامی را در فضل علی (ع) ذکر کرد.پس از آن ایه نازل شدکه« تاآن گاه كه تو در ميانشان هستى خدا عذابشان نكند و تا آن گاه كه از خدا آمرزش مىطلبند، نيز خدا عذابشان نخواهد كرد.» پس ازآن پیامبر (ص)به او فرمود: ای عمرو یا توبه کن ویا این که از دنیا می روی [کشته و به هلاکت می رسی] ؟پس او دعا بر مرگ ورحلت کرد و برمرکب سوار شد ورفت. وقتی به دیوار شهر رسید، سنگ کوچکی بر سرش خورد و سرش شکست و به هلاکت رسید پس رسو ل خدا (ص)به منافقین اطرافش فرمود: یارتان را دریابید که که به دعای خود رسید.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 1:5  توسط فرید
|
بشارةالمصطفى 185 بشارة المصطفى لشيعة المرتضى ..... ( قال أبو الجارود و حدثني حبيب بن مساور و عثمان بن نشيط بمثله حدثنا
إسماعيل بن الغزالي حدثنا محمد بن فضيل عن غزوان أخبرنا عطاء بن السائب عن
سعيد بن جبير عن ابن عباس قال قال رسول الله (ص) إذا كان يوم القيامة أقِفُ أنا
وَ علي بن أبي طالب على الصِّراطِ بيَدِ كُلِّ واحدٍ مِنَّا سيفٌ فما يَمُرُّ أحدٍّ إلّا سألناه
عن وِلايَةِ عَلِي بن أبي طالب فمَن كانت معه
مُسْتَسْلِمُون») ابو جارود گوید: « وحبیب پسرمساور و عثمان پسر نشيط مثل این حدیث را آورده اند » اسماعیل پسر غزالي نقل کرد ما را محمد پسر فضیل از غزوان ما را با خبر کرد عطاء پسر سائب از سعید پسر جبیر از ابن عباس گفت که رسول خدا ص فرمود: وقتی روز قیامت بر پا شود من به همراه علی پسر ابی طالب (ع) بر صراط می ایستم در حالی که به دست هر کدام از ما شمشیری است پس کسی عبور نمی کند مگر اینکه از او در باره ولایت علی بن ابی طالب سؤال می کنیم پس کسانی که با او باشند[که عبور می کنند]
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 20:26  توسط فرید
|
|
|